بستن
تبلیغات در نی نی وبلاگ
ماه من
ماه من
ثبت خاطرات يك فرشته

از اون جا که بعد این همه تاخیر جرات هیچ حرف و توضیحی رو ندارم فقط چند تا از عکسهای دخترک رو میذارم.

 

 

 



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 21:35 | شنبه 30 / 2 / 1391 توسط مامان نازي

دختر جيگر ماماني ديگه ظاهراً از سينه خيز رفتن خسته شده و دو روزه ياد گرفته به حالت چهار دست و پا داره سعي ميكنه خودشو حركت بده. تا حالا كه فقط سينه خيز ميرفت همش بايد از زير ميز و مبل جمعش ميكردم حالا كه ديگه داره چهار دست و پا ميره خدا به ما رحم كنه همش بايد بدويم دنبالش. الان هم به نظر مياد خيلي ماماني شده. هرچي كمتر من رو ميبينه و با خالش سرگرم ميشه وقتي منو ميبينه بدتر دلتنگي ميكنه و حتماً بايد منو ببينه و جلو چشمش باشم وگرنه گريه مي‌كنه. يعني حتي اگه پشتم هم بهش باشه باز گريه مي‌كنه. اگه لباس بيرون تنم كنم كه ديگه جيغ ميكشه. شبا هم از زور بازي و خستگي ساعت 10 خوابش ميبره اما 12 شب دوباره بيدار ميشه و انقدر سرحاله كه يه بند بالا پائين ميپره و جيغ ميكشه و ميخنده. اونوقت پروژه داريم برا خوابوندنش. شير هم كه به زحمت بايد بدم بخوره. باز خدا خير اين بيبي انيشتين بده كه جون منو خريده. يعني تا شروع به گريه و لجبازي ميكنه بيبي انيشتين رو براش ميذارم ساكت ميشه و زل ميزنه به تلويزيون. تازه اون موقع هرچقدر شير هم بهش بدي ميخوري. خدا به باعث و بانيش خير بده. همش هم حمله ميكنه به غذاي ما و عشقش هم بستني و چاي هست. يعني هرچقدر بدي از اين دو تا ميخوره قربونش برم. اما هنوز خوابش كه مياد لج ميكنه و كلي طول ميكشه تا بخوابه. شبا هم كه فقط با صداي لالايي ميخوابه. باز خدا رو شكر شروع كه ميكنم به خوندن ميفهمه وقت خوابه و چشاش كم كم بسته ميشه. الان هم كه درگير جابجايي هستيم. ميخوام تو خونه جديد وسايل خطرناك مثل ميزهاي شيشه‌اي رو از جلو دست بردارم. چون اين دخترك به همه چيز حمله ميكنه. هفته بعد هم موعد واكسن شش ماهگيش هست. خدا كنه اين بار مثل دفعه قبل اذيت نشه. از هفته بعد بايد از دكترش برنامه غذايي هم بگيرم و ديگه غذا خوردن رو بطور رسمي شروع كنه.



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 10:18 | سه شنبه 19 / 7 / 1390 توسط مامان نازي
صفحه قبل 1 2 3 4 5 صفحه بعد
درباره وبلاگ

آرشيو مطالب

آخرين مطالب

آمار وبلاگ